عبد الرزاق اللاهيجي

303

گوهر مراد ( فارسى )

كائنات كه سبب تكثّر اشخاص نفس ناطقه است به اعانت سماويات حاصل شود ؛ چنان كه در انبعاث اسباب امتزاج دانسته شد ؛ پس وجود او با وجود فلك قمر باشد كه آخر افلاك است ؛ پس معلول اوّل نتواند بود ، بنابر آنكه افلاك ديگر پيش از او موجود باشند ؛ و معلول فلك نيز نتواند بود ، بنابر « 1 » آنكه اشرف است از فلك ؛ پس معلول « 2 » عقلى ديگر باشد كه وجودش با وجود فلك ديگر باشد ، و نقل كلام در آن عقل كنيم تا منتهى شود به عقلى كه وجودش در مرتبه وجود فلك اوّل باشد و با فلك اوّل ، معلول عقلى باشند كه معلول اوّل و اوّل عقول تواند بود ؛ « 3 » پس ثابت شود وجود عقول عشره به ترتيب مشهور . و چون ثابت شد كه مبدأ نفس ناطقه ، عقل عاشر است ، ثابت شد كه مبدأ جميع انواع « 4 » كائنات متكثره نيز ، عقل عاشر است به جهات متكثرهء متخالفه كه لا محاله حاصل شده در مرتبه عاشره و به اختلاف استعدادات مادّه قابله . پس اختلاف انواع مستند باشد به اختلاف جهات ، و اختلاف اشخاص هر نوع به اختلاف استعدادات . و چون نفس ناطقه ، اشرف انواع كائنات است ، مستند باشد به جهتى كه اشرف جهات است ، و ساير انواع مركبات ، به ساير جهات ، پس ذو عنايت به تربيت « 5 » و افاضه كمالات هر نوعى از انواع كاينات نيز ، كه به اصطلاح اشراقيين ، رب النّوع عبارت از آن است ، عقل عاشر باشد كه مربّى و مفيض كمالات هر نوعى است به جهتى از جهات كه حاصل است مر او را از ترتب معلولات مجرّده و مادّيه ؛ طوليه و عرضيّه ؛ كه متقدمند بر او و حاجت به اثبات عقول مجرّده عرضيه ديگر در مرتبه عاشره كه ارباب انواع باشند ، نشود .

--> ( 1 ) ب : براى . ( 2 ) الف : اوّل . ( 3 ) الف : و . ( 4 ) ب : « انواع » ندارد . ( 5 ) ب : به ترتيب .